![]() |
![]() |
|
| خاطرات زندگی |
|
سلام دوستای خوبم حالتون چطوره . ایشالا خوبه خوبه خوب باشین . من که خیلی درگیرم و بعد از فوت پدرشوهرم خیلی بی حوصله شدم . اصلا حوصله هیچ کاری ندارم .نه کار کردن . نه کار خونه نه کار اداره و نه حتی درس خوندن . نمیدونم این روحیه ام تا کی میخواد ادامه داشته باشه جمعه ۱۰/۲/۸۹ هم مراسم چهلم باباست . راستی نمیدونم طوطی منو یادتون هست یا نه ؟ همون که یک روز در قفس باز بود رفت و من کلی گریه کردم ولی بعدا شب که شد برگشت اومد خونه . ۲ تا تخم گذاشته . خیلی جالبه برام چون تو اینترنت هرجا سرچ کردم دیدم نوشته محاله این طوطیها توی قفس تخم بزارن و جالب اینجاست که ۱۰ ساله ما اینو داریم یدونه هم تخم نذاشته . جالب اینجاست که اگه طرف قفسش بری چنان میزنه همه رو که نگو
ایشالا همیشه براتون شادی و خوشی باشه فعلا بای |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 11:4 توسط نیکو |
|
|
سلام دوستای خوبم . حالتون چطوره . سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی براتون باشه . برای من که نبود . البته ناشکری نمیکنم خدارو شکرت راضیم به رضای تو ولی بدترین روزهای عمرم رو تجربه کردم که ایشالا خدا برای هیچکدومتون نیاره . روز چهارم فروردین پدرشوهر نازنینم به رحمت خدا رفت .
سمت راست بابای عزیز به همراه مرحومه مادرش نفر سمت چپ هم برادر بابا باباجون و خانم جان مهربان خداوند رحمتتون کنه روحتون شاد و عمو جون سالهای سال سلامت باشی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 فروردین1389ساعت 9:28 توسط نیکو |
|
|
سلام به دوستای گلم . خوبین خوشین . خیلی دلم براتون تنگ شده بود . راستش اولش که به علت امتحانام بود که وقت نداشتم . بعدش به علت خرابی اینترنت خونه و بعدشم قطعی اینترنت اداره بود . اینترنت خونه هم که قربونش برم باید یکی هلش بده تا تکون بخوره از بس کنده نمیشه باهاش کار کرد . ایام عید هم نزدیکه و من ماشالا هنوز هیچ کار نکردم . برای عید تصمیم گرفتیم تمام تعطیلات رو بریم شمال اگه خدا بخواد . امسال اصلا حوصله دید و بازدید ندارم ت ببینیم چی پیش میاد. اردیبهشت هم ایشالا عروسی خواهر آقای شوهره به سلامتی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 اسفند1388ساعت 11:0 توسط نیکو |
|
|
سلام به دوستای گلم خوبین ؟ خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده خیلی زیاد . حتی دلم برای وبلاگ خودمم تنگ شده چون دقیقا الان یک ماه بیشتره که اصلا اینترنت نیومدم !!!! چون در اقدامی انتحاری به دلیل اینکه یکی از بچه های اداره استفاده غیرمجاز از اینترنت کرده بود فعلا هممون به آتیش اون داریم میسوزیم و اینترنت همه ما قطع شد و اونجایی تنها جایی بود که اگه یه موقع وقتم آزاد میشد به همتون سر می زدم و وبلاگ خودمو می نوشتم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 آذر1388ساعت 20:29 توسط نیکو |
|
|
سلام دوستای گلم خوبین ؟ راستی امروز ۱۱ آبان تولدمه و من وارد ۲۸ سالگی شدم . چهارشنبه هفته قبل مرخصی گرفتم. مادربزرگ مادریم از مشهد اومده و خونه خاله ام مستقر شده و من و مامانم نهار رفتیم اونجا . خیلی خیلی خوش گذشت و چقدر خندیدیم جای همتون خالی . عصر هم آقای شوهر اومد دنبالم . طفلکی ۲ ساعت تو ترافیک مونده بود تا برسه . خیلی دلم براش سوخت . جمعه هم با دوست آقای شوهر رفتیم امامه که تو راهه اوشان فشمه . خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا اینکه فصله پائیزه و مناظر خیلی زیبایی ازپائیز هزار رنگ دیدیم . جای همتون خالی . الانم که دارم آپ میکنم گردن در شدیدی دارم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 آبان1388ساعت 10:39 توسط نیکو |
|
| درباره وبلاگ |
اینجا صندوقچه کوچکی است برای درج خاطرات زندگی 2 نفره ماخاطراتی که دیگر تکرار نمیشوند .
|
|
RSS
|